شبی که آمریکا، شادی یک عروسی را به عزا تبدیل کرد…
دیشب، در سیریک، همهچیز برای یک شب بهیادماندنی آماده بود. خانوادهها دور هم جمع شده بودند، فامیل و همسایه و دوست آمده بودند، کودکان با ذوق کودکانهشان بازی میکردند و صدای خنده و شادی در فضای مراسم پیچیده بود.
خوشبختی را نباید میان «دوستدختر و دوستپسر» و «زن و شوهر» مقایسه کرد
مسئله اصلی این نیست که چه کسی در یک کافه لبخند میزند و چه کسی در زندگی مشترک خسته یا ساکت است؛ مسئله آن است که چنین تصویری چه برداشتی از ازدواج و خانواده در ذهن نسل جوان ایجاد میکند.
دوستدختر و دوستپسرهای خوشحال زیادند؛ اما زن و شوهرهای خوشحال کجایند؟
شناخت واقعی آدمها، فقط در کافه و سفر اتفاق نمیافتد؛ گاهی باید آنها را در روزهای سخت دید. باید دید وقتی پول کم است چه میکنند. وقتی یکی بیمار میشود چطور رفتار میکنند. وقتی با خانواده یکدیگر اختلاف پیدا میکنند چه واکنشی دارند. وقتی عصبانیاند، هنوز به یکدیگر احترام میگذارند یا نه. و وقتی اختلافی پیش میآید، دنبال حل مسئلهاند یا دنبال مقصر؟
وقتی کافه، معیار خوشبختی میشود؛ نقدی بر یک دوگانه خطرناک؛
یادداشتی درباره اظهارنظر علی ضیاء و تصویری که از ازدواج در ذهن جوانان ساخته میشود
کافه را نباید دشمن خانواده دانست؛ اما نباید آن را ویترین خوشبختی و خانه را نماد غم معرفی کرد. خوشبختی واقعی نه پشت میز کافه تضمین شده و نه با سند ازدواج به دست میآید؛ خوشبختی حاصل رابطهای است که دو انسان برای ساختن آن، آگاهانه و مسئولانه تلاش میکنند.
موج همدلی در ایلام؛ جلوهای از وحدت و ایستادگی مردم ایران
تأکید حاضران بر وفاداری به آرمانهای انقلاب اسلامی و حمایت از رزمندگان و مدافعان کشور نیز بخشی از این حضور بود؛ حضوری که میتواند بازتابدهنده پیوند عمیق میان مردم، میهن و ارزشهایی باشد که آنان به آن باور دارند.
آرزوهایی که به خاک سپری شدند؛ چهار صندلی که هرگز پر نشدند
ما امروز بیش از آنکه نگران پاسخنامههای کنکور باشیم، به یاد آن چهار عزیز سفرکرده هستیم که نشان دادند برای دفاع از ارزشهاگاهی باید از پشتِ میزِ درس به میدان ایثار پر کشید.