خرچنگها در اماناند، رؤیاهای ما نه!
دو حادثه در دو روز متوالی، در یک نقطه، دیگر جایی برای عادیانگاری باقی نمیگذارد. قرار نیست هر بار جان عزیزی از دست برود و بعد، دستگاهها با نامه و پاسخ و ارجاع، مسئولیت را به زمین دیگری بیندازند.
شرهانی؛ جایی که اشک مادران، غرور دختران و سجدههای نوجوانان به هم رسید
و چه تصویر دلنشینی بود وقتی دانشآموزان، هرکدام گوشهای از همان زمین شنی را برای خواندن نماز انتخاب کردند. بیتکلف، ساده و صمیمی؛ سجادههایی که روی شنها پهن میشد و نوجوانانی که در سکوت نماز، با این خاک و خاطرههایش پیوند میخوردند.
اینجا خاک هم قصه دارد؛ روایت یک سفر از سپیدهدم تا سرزمین خاطرهها
راهیان نور اگر بتواند در ذهن یک نوجوان پرسشی ایجاد کند، او را به شناخت عمیقتر تاریخ سرزمینش علاقهمند سازد و فرصتی برای لمس مفاهیمی چون مسئولیت، همدلی و فداکاری فراهم کند، به بخشی از رسالت خود رسیده است.
نزدیک بودن پایان حالت نه جنگ و نه صلح بین ایران و محور غربی عبری عربی
رسیدن به لحظه صفر و اعلام یک توافق متحمل از سوی ترامپ همانند مدل جنگ دوم تحمیلی که در تیرماه 1404 رقم خورد که این امر به دور منطق عقلایی نخواهد بود و می تواند تا حدودی گشایشی موقت به بار خواهد آورد.
روایت یک روز به یادماندنی در شرهانی با حضور دانشآموزان و خانوادههای شهدا
شرهانی به ما یادآوری میکند که تاریخ دفاع مقدس فقط مربوط به گذشته نیست. این تاریخ بخشی از زندگی امروز ماست و شناخت آن به نسلهای آینده کمک میکند بدانند آرامش و امنیت امروز با چه فداکاریهایی به دست آمده است.
یکشنبههایی به رنگ رفاقت، آرامش و مسئولیت در برابر طبیعت
ایلام را باید قدمبهقدم شناخت، زیباییهایش را به دیگران نشان داد و برای حفظ آنها تلاش کرد؛ بهویژه بلوطهایی که سالهاست ریشه در خاک این سرزمین دواندهاند و شایستهاند همچنان سایهگستر نسلهای آینده باشند.