گاهی یک تصویر، از هزاران جمله گویاتر است
در میان آن همه اشک و دلتنگی، صحنهای ثبت شد که دل هر بینندهای را لرزاند؛ کودکی خردسال را آرام بالا بردند تا برای لحظهای به تابوت زهرا کوچولو نزدیک شود. دستان کوچک کودک بر تابوت آرام گرفت؛ گویی آمده بود تا با همسنوسال آسمانیاش وداع کند.
آن لحظه، دیگر هیچکس سخنی برای گفتن نداشت. فقط اشک بود، سکوت بود و نگاههایی که از شدت اندوه به تابوت خیره مانده بودند.
در روزهای وداع با رهبر شهید، نام زهرا کوچولو بیش از هر نام دیگری دلها را به درد آورد. نوه ۱۴ ماههای که فرصت کودکی کردن نیافت و نامش با اشک میلیونها انسان گره خورد. در مصلای تهران، در قم، در مشهد، در نجف و کربلا، هرجا تصویر معصومش دیده میشد، مادران فرزندانشان را محکمتر در آغوش میفشردند و بیاختیار اشک میریختند.
این کودک که در تصویر برای وداع بالا برده شده است، تنها یک کودک نیست؛ نمادی از همه کودکانی است که گویی برای بدرقه همسنوسال آسمانی خود آمدهاند. تصویری که نهتنها در قاب دوربینها، بلکه در حافظه یک ملت برای همیشه ماندگار خواهد ماند.
بخواب آرام، زهرا کوچولو…
لالایی یک ملت بدرقه راهت شد. لبخند ناتمام تو، اشک مادران و پدران این سرزمین را تا همیشه با خود خواهد داشت و این تصویر، برای همیشه روایتگر وداعی خواهد بود که تاریخ آن را از یاد نخواهد برد.
✍️وحید جمالوندی



بدون نظر! اولین نفر باشید